وقتی دلت شکست

وقتی دلت شکست تنها و بی هدف


شب پرسه میزنی از هر کدوم طرف


روزای خوبتو انکار می کنی این واقعیتو تکرار می کنی


اطرافیانتو از دست میدیو افسرده میشیو


از دست میریو دور خودت همش دیوار می کشی


افسوس می خوری سیگار می کشی


تن خسته ای ولی خوابت نمی بره


این حس لعنتی از مرگ بدتره


دل می کنی از این دل میبری از اون


یک اتفاق تلخ افتاده بینتون


میبری از همه از هر کسی که هست


این حالو روزته وقتی دلت شکست

تا کی

تاریک ترین روزامو پُشت سر میذارم

هَر شب و با ترس روی بالش سر میزارم

میترسم از آیندمو بیزارم از حالم

این چه حالیه که من دارم

چند سال دارم که دِلم این همه پیر شُده

از زندگی کردن دلم کی این همه سیر شُده

چند سالمه موی سفید دارم تو موهای سرم

توی جوونیم از پدر مادرمم پیرترم

تا کی از فردام بترسم

تا‌ کی از گُفتن حرفام بترسم تا کی

تا کی چشمامو ببندم

تا‌ کی هر چی سرم اومد بخندم تا کی

دوستت دارم

یکی را دوست میدارم

دلیلش را نمی دانم

یکی را بیشتر از وجودم دوست میدارم

دلیلش باز نمی دانم

یکی را برای زندگی دوست میدارم

ولی او هرگز مرا نمی خواهد

یکی را دوست میدارم حتی برای مرگ خود

باز هم اومرا نمی خواهد

یکی دوست میدارم حتی اگر جلاد من باشد

ولی او حتی برای جلاد بودنم مرا نمی خواهد

خدایا اگر این دل قرار نیست بتواند کسی را داشته باشد

پس چرا من او را دوست میدارم

خدای من چرا جواب دوستت دارم های من

پوز خندیست یا کنایی که میدانم ولی........

یکی را دوست میدارم و میدانم

که او از عذاب من با خبر است

یکی را دوست میدارم حتی برای یک نفس

یکی را دوست میدارم

اگر چه او دوستتم ندارد

خدایا

یکی را

دوست دارم